|
روستاي يرك
|
||
|
روستاي يرك، روستايي بكر و دستنخورده با ارتفاع 2850 متر در دامنه البرز واقع در الموت قزوین |
به نام خدا
یكی دیگر از مراسمی كه در مناطق مختلف گیلان ، مازندران ، الموت و طالقان در روزهای پیش از نوروز مشاهده میشد، حضور نوروزیخوانها بود. اشعار نوروز خواني دو گونه بودعدهای شعر مذهبی و در واقع امامخوانی میكردند و برخی نیز شعر نوروزی َ ملی و محلی برای مردم میخواندند.
نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها مي آمدند و با خواندن اشعار در مدح امامان و ترانه هاي محلي، طليعه سال نو را به آنان مژده مي دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند كه يك نفر اشعار را مي خواند، يك نفر ساز مي زد ،نفر ديگر كه به آن كوله كش( باركش ) مي گفتند. به در خانه هاي مردم مي رفت و مي خواند:
بادبهارون بيمو / نوروز سلطون بيمو/ مژده دهيد به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علي باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز ديگر / شما را سال نو باشد مبارك صاحبخانه نيز با دادن پول ، گردو، تخم مرغ و نخود، و كشمش از آنان پذيرايي مي كرد .
اواخر اسفند ماه نشانه رسیدن نوروز با تابیدن خورشید به داخل اطاق نشیمن از دریچه پشت بام (درجی یا لوجین) از راه می رسيد و در داخل دیوار اطاق نقش می بست ما خوشحال می شدیم و بلا فاصله مادر (يادش بخير) با چسباندن یک تکه خمیر به محل تابش خورشید خیر و برکت را از خداوند در خواست می نمود. هنگام تحويل سال افراد خانواده دور سفره هفت سين كه با ظرافت و سليقه خانم خانه چيده شده مي نشستند و در حاليكه پدر خانواده دعاي تحويل مي خواند منتظر سال نو مي شدند. در گذشته كه امكانات ارتباطي مانند راديو و تلويزيون نبود با تيراندازي(تفنگ سر پر) يا گفتن اذان سال جديد را به همه اعلام مي داشتند. بعضی از افراد خوش قدم و خوش يمن بودند و ما انتظار داشتیم که این افراد اولین نفری باشند که در سال جدید پا در آستان منزل می گذارند مخصوصا" از سادات محترم برای این عمل دعوت می گردید.
اولین روز عید مردها و جوانها دسته ای تشکیل می دادند و به منزل کدخدا مي رفتند و پس از عید دیدنی از کدخدا به اتفاق او براي ديدار نوروزي حرکت می کردند. عيد ديدني ابتدا از منازل آنهايي كه نو عيد داشتند شروع مي شد و سپس از جير محله تا جار محله خاتمه مي يافت و بعداز آن همگی در پشت بام بزرگی که آماده و مفروش شده بود جمع می شدند و تنقلاتی مانند کشمیش ,شیرینی مخصوص ,مغز گردو ، تخم کدو محلی، گندم برشته ، (لب لبو) که همان مغز زرد آلو تلخ بود که تلخی آنرا با شیوه های خاصي می گرفتند و با برشته کردن و نمک زدن تبدیل به لب لبو می شد ،چند نوع حلوا (نشاسته ای ,گردوئی) که به صورت لوزی مانند برش داده و با تزئینی مخصوصي در بشقاب ها می چیدند با قیماق ,پنیر ، شیره انگور و کچر (مربای انگور) در داخل مجمعه ها به پشت بام می آوردند و جوان های خوش ذوق ابتدا در یکجا آنها را جمع آْوری سپس توسط مقسم بین افراد پشت بام تقسیم می شد. پس از صرف تنقلات ابتدا کدخداي سال جدید تعیین یا کدخدای قبلی ابقا می گردید. سپس از بین اقایان به صورت داوطلبَ پیشکارها تعیین می شدند. پاکار ,کوه بان ,چوپان ,گوگل بان,دشت بان, باغبان،وركولي بان و حمام وان و قرارداد (سر خط ) را مکتوب مهر وامضاء می گردند كه در سال جدید با همکاری کدخدا نسبت به رتق و فتق امور بپردازند. بعد از ظهر نوبت خانم ها بود آنها هم به اتفاق به منازل همدیگر می رفتند و در این رفت و آمد ها بعضی ها که با هم قهر بودند با وساطت مردمَ آشتی می کردند. در نوروز همه يركي ها بدون استثناء به يكديگر تبريك عيد را مي گفتند حتي اگر در طول سال با يك ديگر مشگل داشتند .
فرستادن هديه براي عروس آينده هم از رسوم خاص عيددر يرك بود. خانواده دامادچند مجمعه شامل كلاس ،اكرديك، كله قند سالم، يك يا چند قواره پارجه،كفش، روسري، جوراب و در صورت امكان مقداري طلا به خانه عروس حمل مي كردند.
غروب شب اول سال به اين اعتقاد كه چراغ خانه آنها هميشه روشن و نوراني باشد، به سر در خانه ها چراع(فانوس و پی سوز) يا شعله آتش آويزان مي كردند.